سریال های کره ای جدید سریال های کره ای جدید
سریال تو کی هستی+روزگار شاهزاده
سریال های کره ای 2009 اینجاست!
آموزش دفاع شخصی !
مجموعه آموزش دیم ماک
در برابر خطرات از خود دفاع کنید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 20 بهمن ماه سال 1388

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «الصبر ثلاثةٌ: صبرٌ عند المصیبة و صبرٌ علی الطاعة و صبرٌ عن المعصیة»

 

و اما صبر و اقسام آن:

 

دسته اوّل، صبر بر سختیها و مصایب است؛ چنان‌که خدا در قرآن فرموده: «و لنبلونّکم بشیءٍ من الخوف و الجوع و نقصٍ من الاموال و الانفس و الثّمرات و بشّر الصّابرین؛ هر کسی در دنیا به نوعی مورد آزمایش و امتحان الهی قرار می‌گیرد و کسی را نمی‌توان یافت که گرفتار نشود، بنابراین صبر در مشکلات، مرحله اوّل صبر است».2

 

دسته دوم، صبر بر طاعت است؛ یعنی انسان در مقابل امتثال اوامر الهی صبور و بردبار باشد. حضرت امیر علیه السلام در این بخش خیلی صبر و تحمّل کرد، به این معنا که رفته پشت سر مخالفانش نماز خواند و گاهی هم در دستگاه آنها می‌نشست و شب و روز با اینها روبه‌رو می‌شد. امام حسن علیه السلام صلح کرد و این برایش چقدر سخت بود، شاید مرگ آسان‌تر و بهتر از این صبر بود، ولی ایشان موظّف به صبر بودند.

معروف است که به مرحوم آخوند خراسانی گفتند که به این آقا که پول دادید به شما ارادتی ندارد، فرمود: این پول که در جیب من است شرط انفاق آن، ارادت به من نیست، بلکه پول بیت‌المال است و این هم بنده خداست، حالا به ما فحش بدهد یا برای ما صلوات بفرستد!

صبر بر طاعت، گاهی به مراحلی می‌رسد که از صبر بر گرفتاری‌های دنیوی سخت‌تر است، امر به معروف و نهی از منکر گاهی به جایی می‌رسد که حرج به وجود می‌آورد و اجرایش شجاعت و جرئت می‌خواهد، صبر می‌خواهد.

منظور این است که گاهی انسان در مقام انجام وظیفه با مشکلاتی رو به رو می‌شود که صبر و تحمّل می‌خواهد. حالا یک واجبی مثل نماز خواندن که بالاخره خیلی مشکل نیست، ولی قیام عاشورا برای امام حسین علیه السلام یک امتحان الهی بوده که صبر عظیمی را می‌طلبید.

دسته سوم و بالاترین مرحله از صبر، صبر بر معصیت است که انسان در برابر حرام ایستادگی کند و بگوید چون حرام است من انجام نمی‌دهم. این حرام ممکن است مال باشد یا شهوات نفسانى، مقام و ریاست.

تا انسان خودش را امتحان نکند، خیال می‌کند که تهذیب (پاک) شده است، ولی وقتی که مرحله عمل می‌رسد، می‌بیند که نمی‌تواند تحمّل کند. بیشتر انسان‌ها در برابر فقر و گرفتاری طغیان نمی‌کنند، ولی وقتی خدا مقام، پول و صحّت بدن بدهد، آن وقت خیلی مهم و سخت است که خودش را سالم بدارد.

 نقل است که روزی طلبه‌اى، دست مرحوم آقای بروجردی را بوسید، آن مرجع هم دست آن طلبه را بوسید. و نیز نقل است که طلبه‌ای آمد خدمت مرحوم آیت‌الله سیّد محمّد تقی خوانساری و گفت: آقا شما «ولا الضّالّین» را قرائت کنید! آن طلبه می‌خواست بداند که آیا آقا درست تلفظ می‌کند یا خیر!! آقا قرائت فرمودند، آن طلبه گفت: نشد. آقا دوباره تکرار کردند و تا سه مرتبه این عمل صورت گرفت! سرانجام آن طلبه گفت: حالا درست و صحیح شد!! آن مرجع عظیم‌الشأن فرمود: «خدا توفیقت بدهد»؛ مثلاً دعا کرد که موفّق باشید. نه اینکه بگوید تو بچّه طلبه هستى، چرا به من اعتراض می‌کنى، نه این‌طور نیست.

منظور این است که انسان در مقام انجام وظیفه، کارهایش نباید دل بخواهی باشد. واقعاً در بعضی از موقعیت‌ها صبر و تحمّل خیلی سخت است که باید لطف خدا دستمان را بگیرد و حفظ کند. «الهی لاتکلنی إلی نفسی طرفه عین ابداً».

قرآن فرموده است: «انّ النّفس لأمّارةٌ بالسّوء إلّا ما رحم ربّی»؛3 پناهنده شدن به خدا، یک تعارف نیست، بلکه انسان همیشه باید خودش را در پناه خدا قرار دهد.

 

برگرفته از: افق حوزه‌، شماره218


1. کافى، ج 2، ص 92.

2. سورة بقره (2)، آیة 155

3. سورة یوسف (12)، آیة 53.

جمعه 16 بهمن ماه سال 1388

این روزها مصادف است با دهه فجر انقلاب اسلامی سال ۵۷ که در نتیجه آن نظام جمهوری اسلامی خود را بعنوان یک حکومت با ویژگی جمهوری و اسلامی٬ به جهانیان معرفی کرد. 

مردمی که از جور و ستم ٬ زور و ارعاب و حکومت دیکتاتوری شاه به ستوه آمده بودند با شعار استقلال٬ آزادی ٬ جمهوری اسلامی و با رهبری بی نقص حضرت امام خمینی(ره) حکومت صد در صد نظامی و مسلح پهلوی را سرنگون کرده و جمهوری اسلامی را بنا گذاشتند.آنچه نقش اصلی را در به هدف رسیدن این تلاشها بازی کرد مردم مصمم و رهبری امام بود.مردمی یکدل٬ امیدوار٬ شاد٬ خسته از زورها٬ تملق ها و ... و رهبری هوشیار٬ فهیم٬ بی ریا٬ مردم دوست٬ با تقوا .او اگرچه آن همه عشق و ارادت مردم نسبت به خودش را می دید اما هرگز مغرور و خودخواه نشد.

حقیقتا در تصمیماتش کوچکترین شبهه از هوای نفس دیده نشد هرگز مردم متوجه نشدند امام به کدامیک از دو حزب فعال کشور یعنی روحانیون و روحانیت٬ نزدیکتر است.یادم هست وقتی ایشان اعضای مجمع تشخیص مصلحت را معرفی کردند از همه صاحبان اندیشه و فکر استفاده کرده بودند.معیار و ملاکشان خدا٬ اصول اخلاقی و رضایت مردم بود. اجازه تملق و بزرگ گویی به کسی نمی داد چون نیاز نداشت .اجازه نمی داد شخص یا گروهی خود را به او نزدیک تر ببیند و دیگران را  دورتر فرض کند.

ادامه مطلب ...
جمعه 9 بهمن ماه سال 1388

چند وقتی بود که آیت الله یزدی تقریبا از هر تریبونی که بدست می آورد در جهت حمله به آیت الله هاشمی رفسنجانی استفاده می کرد و هر بار از دری وارد می شد و کلی اتهام وارد می کرد . 

   

صد البته سعه صدر هاشمی و همچنین تشویق هایی که برخی روزنامه های تندرو در این خصوص از آقای یزدی می کردند در ادامه حملاتش بی تاثیر نبود تا جایی که او از یاد برده بود آقای هاشمی به مخزن اسرار و اسناد نظام معروف است٬ از یاد برده بود سخنان امثال آقای پالیزدار و ...اما ظاهرا آقای هاشمی با گفتن این که «بوی توطئه می آید!» یک کد ارسال کردند که گفته می شود یزدی با تمام وجود به اشتباهش پی برده و اظهار ندامت کرده اند. 

راستی اگر امثال یزدی به اندازه هاشمی ها اطلاعات و مدرک داشتند٬ کشور روی آرامش به خود می دید ؟؟!!

ادامه مطلب ...
پنجشنبه 8 بهمن ماه سال 1388

  برایم جالب بود که انسانهای بزرگ چطور احترام خود و دیگران را دارند . از آنجا که احساس ضعف شخصیت و نقصان مقبولیت و مشروعیت ندارند هیچ جمله ای از روی هوی و هوس نمی زنند . به قسمت هایی از آن در زیر دقت کنید٬ جالب است .

اینک, بیست و پنج کشور جزء شاهنشاهی ایران است و در تمام این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم کشورها نیز در ایران دارای احترام می باشند.

جانشین من خشایار باید مثل من در حفظ این کشورها بکوشد و راه نگهداری این کشورها در این است که در امور داخلی آن ها دخالت نکند و مذهب و شعایر آن ها را محترم شمارد.

 

اکنون,  دوازده کرور زر در خزانه پادشاهی موجود است و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد, زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست, بلکه به ثروت نیز هست.

به خاطر داشته باش که تو باید به این ذخیره بیفزایی, نه این که از آن بکاهی.

البته در مواقع ضروری از آن برداشت کن, زیرا قاعده ی این زر در خزانه آن است که در هنگام ضرورت برداشت کنند, اما در اولین فرصت, آنچه برداشتی به خزانه برگردان. 

   

هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار, برای آن ها همان مزیت دوست بودن با تو کافی ست. چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکت گماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند, نخواهی توانست به مجازاتشان برسانی, چون با تو دوست هستند و تو ناچاری که رعایت دوست نمایی.

ادامه مطلب ...
پنجشنبه 8 بهمن ماه سال 1388

 شخصی ۲۷ سال در یک اداره دولتی صادقانه خدمت می کند . 

درجهت اجرای عدالت٬ سرویس ایاب و ذهاب اداره را برمی دارند.

صبح یکی از همین روزها تصادفی اتفاق می افتد .ترافیک و تاخیر اورژانس٬ نزدیکترین بیمارستان (خصوصی)٬ ۱۷ روز آی سی یو ٬ با هزینه شبی یک میلیون باضافه داروهای گران قیمت خارجی .  

تقدیر حکم به مرگ می دهد .این بار کفن٬ دفن٬ مراسم سوم٬ هفتم و ... 

کل پس انداز چندین ساله تمام می شود .

خانه ای می ماند با یک زن و سه فرزند و دیگر هیچ .

ضمن عرض سپاس٬ ارادت و احترام خدمت همه دوستان عزیزی که در این چند روز از راههای مختلف ابراز لطف و محبت و همدردی نموده اند و با درج پیام تسلیت باعث تسلی خاطر اینجانب شده اند صمیمانه تقدیر و تشکر می کنم.

خداوند به همه شما سلامت و توفیق روز افزون عطا فرماید . 

انشاء الله که در شادی های شما جبران کنم .

جمعه 2 بهمن ماه سال 1388

بسیاری از دوستان عزیزم در پیامهای خصوصی علت تاخیر در آپدیت وبلاگم را خواسته بودند و خواهان سرعت در بروز رسانی آن شده بودند. 

به عرض میرسانم متاسفانه در دو سه هفته اخیر چند حادثه تلخ و ناگوار پیش آمد که بدترین آن حادثه تصادف برادربزرگترم حین عبور از خیابان بود که پس از دوهفته بستری در بخش آی سی یو بیمارستان آتیه٬ جان به جان آفرین تسلیم کرد .ایشان ۴۸ سال سن داشتند و دارای ۴ فرزند هستند که غم فقدانش برای من و خانواده  دردناک و غم بار است.من به لطف و احوالپرسی او عادت کرده بودم و همیشه خودم را مدیون او می دانم و فکر نبودنش برایم آزار دهنده است . 

خداوند او را در سرای باقی٬ قرین لطف و رحمت واسعه خود قرار دهد .  

ضمن عرض تشکر و ارادت فراوان خدمت همه دوستان عزیز که به حقیر لطف و محبت دارند و عذرخواهی از تاخیر بوجود آمده ٬ سلامت و سعادت همه دوستان را خواهانم .امیدوارم که هرگز کسی شاهد حوادث دلخراش نباشد .

چهارشنبه 23 دی ماه سال 1388

جناب آقای شریعتمداری دامت برکاته
مدیرمسئول محترم روزنامه کیهان

 

جناب عالی این مطلب را که فتنه اخیر با نحوه نامناسب و غیراخلاقی مناظره آقای احمدی نژاد با آقای موسوی آغاز شد، رد کرده و آن را یک ادعای مضحک و خنده دار خوانده اید. همه مردم ایران شاهد بودند که آقای احمدی نژاد در آن مناظره به جای ارائه برنامه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود، به اجرای یک پروژه از پیش تعیین شده پرداخت و با لگدکوب کردن حرمت و آبروی برخی مومنان- که به گفته معصوم حرمت مومن بالاتر از حرمت کعبه است- درصدد افزایش آراء خود برآمد.

ادامه مطلب ...
یکشنبه 20 دی ماه سال 1388

این روزها مصادف است با سالروز عملیات کربلای ۵ .از آنجا که خودم افتخار حضور در این عملیات را داشتم و البته در این عملیات هم مجروح شده ام ٬ معمولا هر ساله در چنین روزهایی از دی ماه یاد و خاطره ان روزها برایم زنده می شود نمی دانم چرا امسال بیشتر از قبل بیاد جبهه ٬ عملیات ٬ بچه های جبهه و جنگ می افتم و احساس دلتنگی می کنم.

امروز با اون روزها چقدر فرق کرده٬ حقیقتا اوضاع کشور از همه جهت زمین تا آسمان تغییر کرده . برای جوانهایی که آن روزها را تجربه نکرده اند گفتن تجربیات و خاطرات آن بسیار مشکل است چون فکر می کنند که اغراق می کنی یا رویا پردازی می کنی. مردمی مخلص٬  یک دل٬ یک صدا٬ با صفا٬صادق و بی ریا .مسولانی اخلاق مدار٬ خدا جو٬ خوش اخلاق و بی اعتنا به دنیا٬ قدرت٬ ثروت . حتی دشمن هم مثل امروز نبود٬ اصلا همیشه می گفتند عراقی ها یا اگر بخاطر سادگی بیان کسی می گفت دشمن آنقدر کینه همراه کلمه اش نبود .بیانش سخت است اما در همان مدت کوتاهی که در جبهه بودم می دیدم که با عشق و بدون عقده مبارزه می کردند .دشمن انقدر که الان می گن بد نبود .این همه خودی و غیر خودی نبود .

سال ۶۷ وقتی می خواستم از بیمارستان مرخص بشو م و بهبود نسبی پیدا کرده بودم  گفتند بهتره تا مدتی به یک آسایشگاه و محل توانبخشی بری تا هم بچه های دیگر رو ببینی و از تجربیاتشون استفاده کنی هم اونجا با فیزیوتراپی و ورزش شرایط لازم برای رفتن به زندگی معمولی را پیدا کنی .خلاصه چند مدتی که اونجا بودم تقریبا اکثر روزها مردم عادی٬ دانش آموزها ٬ دانشجوها٬ کارمندها و ... می آمدند آسایشگاه و از جانبازها می خواستن که براشون از جبهه و جنگ و خاطراتشون براشون تعریف کنند یا بعضی وقتها مدیر مدرسه ای می آمد ومی خواست کسی از بچه ها بره و سر صف برای بچه های مدرسه خاطره بگه .  

امروز با فضایی که حاکمه من با تمام وجودم حس می کنم که تقریبا هر کسی ما رو می بینه فکر می کنه چه گولی ما خوردیم.بعضی ها اول می پرسن سرباز بودی یا بسیجی ؟ ...من که دیگه روم نمی شه بگم بسیجی بودم چون فکر می کنند عجب گیجی بودم که حالیم نبوده وقتی همه مشغول دزدی و جمع آوری مال و اموال برای خود و بچه هاشون بودن من رفتم با دشمن فرضی جنگیدم .اصلا من خجالت می کشم بگم در جنگ این طوری شدم. 

یعنی وقتی مردم می بینند مثلا رئیس دولت به مسئولان آنزمان اتهام دزدی و مال اندوزی و ... می زند خوب حق هم دارند فکر کنند ما آن موقع الکی در مرز سرکار بودیم و متوجه نبودیم  یک نخست وزیر بی لیاقت و بی کفایت داشت حکومت می کرد٬ رئیس مجلس و بچه هاش داشتند اموال بیت المال را غارت می کردند٬ وزرا هر کدام دنبال منافع خودشون بودند و... 

ادامه مطلب ...
   1      2      3      4    >>